تبلیغات اینترنتیclose
اشعار قیصر امین پور -7
پیچک ( قیصر امین پور )
شعر و ادب معاصر پارسی

قیصر امین پور



نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی قراری

 

 

 

ناودانها شر شر باران بی صبری است
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است

 کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است

 و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است "

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سبز

 

 

 

خوشا هر باغ را بارانی از سبز
خوشا هر دشت را دامانی از سبز
برای هر دریچه سهمی از نور
لب هر پنجره گلدانی از سبز

 

 

قیصر امین پور

 


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -7 , | بازدید : 450

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

تعبیر خواب

 

 

دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم :
در آسمان پر می کشیدم
و لا به لای ابرها پرواز میکردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر ، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می زد
آنگاه با خمیازه ای ناباورانه
بر شانه های خسته ام دستی کشیدم
بر شانه هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می کردم !
 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -7 , | بازدید : 442

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی قراری   

 

 

ناودانها شر شر باران بی صبری است
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است
پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است "
 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -7 , | بازدید : 324

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

باد بی قراری

 

 

این بوی غربت است
که می آید
بوی برادران غریبم
شاید
بوی غریب پیرهنی پاره
در باد
نه !
این بوی زخم گرگ نباید باشد
من بوی بی پناهی را
از دور می شناسم :
بوی پلنگ زخمی را
در متن مه گرفته ی جنگل
بوی طنین شیهه ی اسبان را
در صخره های ساکت کوهستان
بوی کتان سوخته را
در مشام ماه
بوی پر کبود کبوتر را
در چاه
این باد بی قراری
وقتی که می وزد
دلهای سر نهاده ی ما
بوی بهانه های قدیمی
می گیرد
و زخمهای کهنه ی ما باز
در انتظار حادثه ای تازه
خمیازه می کشند
انگار
بوی رفتن
می آید

 

 

قیصر امین پور

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -7 , | بازدید : 305

صفحه قبل 1 صفحه بعد