تبلیغات اینترنتیclose
اشعار قیصر امین پور -6
پیچک ( قیصر امین پور )
شعر و ادب معاصر پارسی

قیصر امین پور



نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل محال

 

تو قله ی خیالی و تسخیر تو محال
بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال
ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی
شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال
عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف
تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال
بیچاره ی دچار تو را چره جز تو چیست ؟
چون مرگ ، ناگزیری و تدبیر تو محال
ای عشق ، ای سرشت من ، ای سرنوشت من !
تقدیر من غم تو و تغییر تو محال

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 544

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل پنجره

 

 

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره
یک ذره آفتاب و کمی پنجره
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
در این سیاه چال سراسر سوال
چشم و دلی مجاب و کمی پنجره
بویی ز نان و گل به همه می رسید
با برگی از کتاب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 460

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

فال نیک

 

گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، براز غزل شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدن
آن بگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 817

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

یادداشت های گم شده

 

پس کجاست ؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
زیر و رو کنم :
پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارتهای اعتبار
کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
برگه ی حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
برگه ی رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...
پس کجاست ؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم :
چند تا بلیت تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه ی سیاه
صورت خرید خوارو بار
صورت خرید جنس های خانگی ...
پس کجاست ؟
یادداشت های درد جاودانگی ؟

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 882

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

فردا

 

دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز، او
ما را ...
فردا ؟

 

قیصر امین پور

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 340

نوشته شده در تاريخ شنبه 31 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

عشق قیصر

 

 

 

 

 

 

 

 

قاف

 

و قاف
حرف آخر عشق است
آنجا که نام کوچک من
آغاز می شود !

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 426

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سطرهای سفید

 

واژه واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گیسوان من سفید می شوند
همچنانکه سطر سط
صفحه های دفترم سیاه می شوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفید را
رشته رشته بشمری
گفتمت که دستهای مهربانی ات
در ابتدای راه
خسته می شوند
گفتمت که راه دیگری
انتخاب کن :
دفتر مرا ورق بزن !
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن!
 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 443

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

روز مبادا

 

وقتی تو نیستی
ه هست های ما
چونانکه بایدند
نه باید ها ...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم :
باشد برای روز مبادا !
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند ؟
شاید
امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه باید ها ...
هر روز بی تو
روز مباداست !

 

 

قیصر امین پور

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 290

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سرود صبح

 

حنجره ها روزه ی سکوت گرفتند
پنجره ها تار عنکبوت گرفتند

عقده ی فریاد بود و بغض گلوگیر
هت فصیح مرا سکوت گرفتند

 
نعره زدم : عاشقان گرسنه ی مرگند
درد مرا قوت لایموت گرفتند

چون پر پروانه تا که دست گشودم
دست مرا لحظه ی قنوت گرفتند


خط خطا بر سرود صبح کشیدند
روشنی صفحه را خطوط گرفتند

 

 

قیصر امین پور

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 413

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

نامی از هزار نام

 

 

ای شما !
ای تمام عاشقان ِ هر کجا !
از شما سوال می کنم :
نام یک نفر غریبه را
در شمار نامهایتان اضافه می کنید ؟
یک نفر که تا کنون
ردپای خویش را
لحن مبهم صدای خویش را
شاعر سروده های خویش را نمی شناخت
گرچه بارها و بارها
نام این هزار نام را
از زبان این و آن شنیده بود
یک نفر که تا همین دو روز پیش
منکر نیاز گنگ سنگ بود
گریه ی گیاه را نمی سرود
آه را نمی سرود
شعر شانه های بی پناه را
حرمت نگاه بی گناه را
و سکوت یک سلام
در میان راه را نمی سرود
نیمه های شب
نبض ماه را نمی گرفت
وزهای چارشنبه سعت چهار
بارها شماره های اشتباه را نمی گرفت
ای شما !
ای تمام نامهای هر کجا !
زیر سایبان دستهای خویش
جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟
این دل نجیب را
این لجوج دیر باور عجیب را
در میان خویش
راه می دهید ؟
 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 395

صفحه قبل 1 صفحه بعد