تبلیغات اینترنتیclose
اشعار قیصر امین پور -5
پیچک ( قیصر امین پور )
شعر و ادب معاصر پارسی

قیصر امین پور



نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

حرف آخر

 

 

 

هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار پوک و مگر
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ
مگر تو نقطه ی پایان
بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در این میانه تو
سنگ تمام بگذاری

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 427

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خاطره

 

با گریه های یکریز
یکریز
مثل ثانیه های گریز
با روزهای ریخته
در پای باد
با هفته های رفته
با فصل های سوخته
با سالهای سخت
رفتیم و
سوختیم و
فروریختیم
با اعتماد خاطره ای در یاد
اما
آن اتفاق ساده نیفتاد

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 840

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خواب کودکی

 

در خوابهای کودکی ام
هر شب طنین سو قطاری
از ایستگاه می گذرد
دنباله ی قطار
انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
انگار
بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش
تنها تویی که دست تکان می دهی
آنگاه
در چارچوب پنجره ها
شب شعله می کشد
با دود گیسوان تو در باد
در امتداد راه مه آلود
در دود
دود
دود ...

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 464

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل در پرده ی دیرسال

 

چرا تا شکفتم
چرا تا تو را داغ بودم ، نگفتم
چرا بی هوا سرد شد باد
چرا از ذهن
حرفهای من
افتاد

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 835

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

تنها تو می مانی

 

دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 881

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

حتی اگر نباشی

 

 

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
محو تو ان چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال ِ پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی ، می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 658

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی رنگی

 

اگر نه رنگ ،
اگر نه چشمواره های تنگ بود
کدام خاره سنگ بود
که تاب آبگینه دیدنش نبود ؟
کدام کرم پیله بود
که بال ِ در هوای گل پریدنش نبود ؟
کدام خار و سبزه و گیاه زرد بود
که آفتاب گردان
نبود ؟
کدام شبنم و حباب
کدام سایه و سراب
که آفتاب سرمدی نبود ؟
کدام گل
گل محمدی نبود ؟

 

 

قیصر امین پور

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 525

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

به آیین دل

 

 

برای رسیدن ، چه راهی بریدم
در آغاز رفتن ، به پایان رسیدم
به آیین دل سر سرسپردم دمادم
که یک عمر بی وقفه در خون تپیدم
به هر کس که دل باختم ، داغ دیدم
به هر جا که گل کاشتم ، خار چیدم
من از خیر این ناخدایان گذشتم
خدایی برای خودم آفریدم
به چشمم بد ِ مردمان عین خوبی است
که من هر چه دیدم ، ز چشم تو دیدم
دهانم شد از بوی نام تو لبریز
به هر کس که گل گفتم و گل شنیدم

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 507

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بند باز

 

تکیه داده ام
به باد
با عصای استوایی ام
روی ریسمان آسمان
ایستاده ام
بر لب دو پرتگاه ناگهان
ناگهانی از صدا
ناگهانی از سکوت
زیر پای من
دهان ِ دره ی سقوط
باز مانده است
ناگزیر
با صدایی از سکوت
تا همیشه
روی برزخ دو پرتگاه
راه می روم
سرنوشت من سرودن است

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 474

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 الفبای درد

 

الفبای درد از لبم می تراود
نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد
سه حرف است مضمون سی پاره ی دل
الف ، لام ، میم. از لبم می تراود
چنان گرم هذیان عشقم که آتش
به جای عرق از تبم می تراود
ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
اجابت ز هر یاربم می تراود
ز دین ریا بی نیازم ، بنازم
به کفری که از مذهبم می تراود

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 473

صفحه قبل 1 صفحه بعد