تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( قیصر امین پور )
پیچک ( قیصر امین پور )
شعر و ادب معاصر پارسی

قیصر امین پور



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 مهر 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بوی بهار

**


بوي بهار مي شنوم از صداي تو

نازكتر از گل است  گل گونه هاي تو

اي در طنين نبض تو آهنگ قلب من

اي بوي هر چه گل نفس آشناي تو

اي صورت تو آيه و آيينه خدا

حقا كه هيچ نقص ندارد خداي تو

صد كهكشان ستاره و هفت آسمان حرير

آورده ام كه فرش كنم زير پاي تو

رنگين كمان از نخ باران تنيده ام

تا تاب هفت رنگ ببندم براي تو

چيزي عزيزتر ز تمام دلم نبود

اي پاره دلم كه بريزم به پاي تو

امروز تكيه گاه تو آغوش گرم من

فردا عصاي خستگي ام شانه هاي تو

در خاك هم دلم به هواي تو مي تپد

چيزي كم از بهشت ندارد هواي تو

همبازيان خواب تو خيل فرشتگان

آواز آسمانيان لاي لاي تو

بگذار با تو عالم خود را عوض كنم

يك لحظه تو به جاي من و من به جاي تو

اين حال و عالمي كه تو داري براي من

دار و ندار و جان و دل من براي تو

اي دل به جان تو ! دل و جانم از آن توست

اي درد تو به جان من اي من فداي تو

 

  قیصر امین پور

 سروده شده برای دخترش

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -3, | بازدید : 332

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 مهر 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ماه من غصه چرا؟؟؟
آسمان را بنگر
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست، گرم...
و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را که
دلش از سردی شبهای خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چرا؟؟
تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست
ماه من
 دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آنهایی نیست
 که خدا را دارند
ماه من
 غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست خدا هست هنوز
او همانیست که در تارترین لحظه شب
راه نورانی امید نشانم می داد
او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد
همه زندگی ام
غرق شادی باشد
ماه من...
غصه اگر هست بگو تا باشد
معنی خوشبختی
بودن اندوه است
اینهمه غصه و غم
 اینهمه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه
میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز
 
 
 
قیصر امین پور
 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -3, | بازدید : 262

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 مهر 1394 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه
 

بوی ماه مهر ماه مهربان
بوی خورشید پگاه مدرسه
 
از میان کوچه های خستگی
می گریزم در پناه مدرسه
 
باز می بینم ز شوق بچه ها
اشتیاقی در نگاه مدرسه
 
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط
خنده های قاه قاه مدرسه
 
باز بوی باغ را خواهم شنید
از سرود صبحگاه مدرسه
 
روز اول لاله ای خواهم کشید
سرخ بر تخته سیاه مدرسه
 


قیصر امین پور
 


 شنیدن این سرود در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -3, | بازدید : 277

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل محال

 

تو قله ی خیالی و تسخیر تو محال
بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال
ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی
شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال
عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف
تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال
بیچاره ی دچار تو را چره جز تو چیست ؟
چون مرگ ، ناگزیری و تدبیر تو محال
ای عشق ، ای سرشت من ، ای سرنوشت من !
تقدیر من غم تو و تغییر تو محال

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 528

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزل پنجره

 

 

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره
یک ذره آفتاب و کمی پنجره
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
در این سیاه چال سراسر سوال
چشم و دلی مجاب و کمی پنجره
بویی ز نان و گل به همه می رسید
با برگی از کتاب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 441

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

فال نیک

 

گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، براز غزل شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدن
آن بگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 805

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

لحظه های کاغذی

 

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیه
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری
رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

قیصر امین پور

قیصر امین پور

برچسب ها : ,

موضوع : , | بازدید : 483

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

یادداشت های گم شده

 

پس کجاست ؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
زیر و رو کنم :
پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارتهای اعتبار
کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
برگه ی حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
برگه ی رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...
پس کجاست ؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم :
چند تا بلیت تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه ی سیاه
صورت خرید خوارو بار
صورت خرید جنس های خانگی ...
پس کجاست ؟
یادداشت های درد جاودانگی ؟

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -6 , | بازدید : 871

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

حرف آخر

 

 

 

هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار پوک و مگر
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ
مگر تو نقطه ی پایان
بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در این میانه تو
سنگ تمام بگذاری

 

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 419

نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خاطره

 

با گریه های یکریز
یکریز
مثل ثانیه های گریز
با روزهای ریخته
در پای باد
با هفته های رفته
با فصل های سوخته
با سالهای سخت
رفتیم و
سوختیم و
فروریختیم
با اعتماد خاطره ای در یاد
اما
آن اتفاق ساده نیفتاد

 

قیصر امین پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار قیصر امین پور -5, | بازدید : 833

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد